پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

261

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

تاريخ يونان و ايران ندارد و آنگاه دليل بر استوارى آن خبرها نيست ما ترجمه ننموديم ، وى تا آنجا مىگويد : كه اگيسيلاوس كار خود را در مصر انجام داده و از پادشاه آنجا يك رشته ارمغانها و دويست و سى تالنت سيم دريافت داشته به آهنگ اسپارت روانه گرديد تا در آن هنگام سختى كه اسپارت نياز بىاندازه به پول و سپاه داشت خود را به آنجا برساند ) و نيز مىگويد : چون از كناره‌هاى آفريكا راه مىپيمود به يك جايگاهى كه ويرانه بود و منيلاوس « 1 » نام داشت رسيد ، پس در آنجا همين كه كشتيها ايستاده و خواستند به خشكى درآيند او را مرگ فرا رسيده بدرود زندگانى گفت . سال او در اين هنگام هشتاد و چهار بود كه چهل سال آن را در لاكيدمون پادشاهى كرده و در مدت سى سال از اين دوره پادشاهى شهرت بىاندازه پيدا كرده بزرگ‌ترين مرد در سراسر يونانستان به شمار مىرفت و نيز او بزرگ‌ترين سردار شمرده مىشد تا زمانى كه جنگ لئوكترا رويداد . اين رسم اسپارتيان بود كه هركه از ايشان در يك جا مىمرد هم در آنجا به خاك مىسپردند . اگرچه خاك بيگانه مىبود ولى پادشاهان را به خاك خود نقل نموده در آنجا دفن مىكردند . اگيسيلاوس را نيز به اسپارت نقل نمودند . پس از وى پسرش آرخيداموس به تخت نشست و اين حكمرانى در خاندان او تا زمان اگيس « 2 » بود كه پشت پنجم از اگيسيلاوس بود و با دست لئونيداس « 3 » كشته گرديد .

--> ( 1 ) . Menelaus ( 2 ) . Agis ( 3 ) . Leonidas